
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد. بهش گفتم: كمك نمي خواي؟
گفت نه.
گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه.
نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم.
بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن. وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش.
ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده.
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره.
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم.
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود. گفت و اين بار رفت سمت دريا
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 14:22 توسط حامد
|
ز مرگم هيچ نمي ترسم
اگر دنيا سرم ريزد
از اين ترسم كه بعد از من
گلم را ديگري بوسد . . .
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 22:48 توسط حامد
|
کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش کودک پرسيد:
خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم کودک گفت : مي دانستم با او نسبت داري
کلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شکايت کرد و خداوند او را زيبا کرد ولي کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيکوست و نتيجه آن شد که مي بيني .طوطي هميشه در قفس کلاغ هميشه آزاد
خدايا!
خدايا تو را سپاس مي گويم که در مسيري که در راه تو بر مي دارم آنها که بايد مرا ياري کنند سد راهم مي شوند، آنها که بايد بنوازند سيلي مي زنند، آنها که بايد در مقابل دشمن پشتيبانمان باشند پيش از دشمن حمله ميکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوي تو از هر تکيه گاهي جز تو بي بهره باشم.
دکترشریعتی
خدايا!
به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است
دکترشریعتی
خدایا>!
مرا به ابتذال ارامش و خوشبختي مکشان. اضطرابهاي بزرگ ٫ غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عظيم را به جانم ريز.
دکترشریعتی

+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 11:0 توسط حامد
|
سلام به همه شما عزیزان. یک سال دیگه هم پیرتر شدیم وباز عید شد وسال جدید اومد. عید رو به همتون صمیمانه تبریک میگم.
انشاالله که سالهای سال شاد،زنده وسلامت باشید وعشق توی زره زره وجودتون جاری باشه . شاید هرکدوممون خیلی دعا داشته باشیم که میخواهیم بکنید وبراورده بشه توی این سال اما چند تا دعا هم من میکنم برای همه که شما هم آمین بگید.
خدا یه کاری کن که امسال هیچ مادر وپدری داغدار نشه و هیچ فرزندی هم یتیم نشه.خدا یه کاری کن که دلهامون به هم نزدیک ومهربون بشه.خدایا یک کاری کن که عوض بشیم و سال جدید اسم مارو هم جزع بهترین بنده هات باشه.خدایا اکثر این بنده هات دوست دارن توی سن جوانی بیان خونت و خیلی اماکن مقدس دیگت رو زیارت کنن،تورو به علی وفاطمت امسال قسمت هممون کن.خدا کاری کن امسال هیچ کس نباشه که مجبور باشه شبها یر گشنه زمین بگذاره.خدایا کاری کن که امسال هیچ کس به دلیل فقیری از سرما توی خیابون ها جون نده. خدایا تورو به عشق علی و فاطمت فسم یک کاری کن که همه خوشبخت باشن.خدایا یک کاری کن که امسال هیچ دلی نشکنه.خدایا........
درضمن اگه بدی دیدید تورو جون هرکی دوست دارید ببخشید وحلالم کنید.



نوروز
نوروز، از جشنهاي باستاني ايرانيان است که در محدوده جغرافيايي ايران زمين يعني در در زمانهاي کهن، جشن نوروز در نخستين روز فروردين آغاز ميشد، ولي مشخص نيست که چند روز طول ميکشيدهاست. در بعضي از دربارهاي سلطنتي جشنها يک ماه ادامه داشته است. مطابق برخي از اسناد، جشن عمومي نوروز تا پنجمين روز فروردين برپا ميشد، و جشن خاص نوروز تا آخر ماه ادامه داشت. شايد بتوان گفت، در طي پنج روز اول فروردين جشن نوروز جنبه ملي و عمومي بود.
تاريخچه عيد نوروز:
جشن نوروز از آيينهاي باستاني و ملي ايرانيان ميباشد. جزئيات چگونگي اين جشن تا پيش از دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا نيز هيچ اشارهاي به اين جشن نشده است. همچنين از ديد مذهب و باورهاي ديني ايرانيان باستان در ارتباط با اين جشن اطلاعاتي در دست نيست. اگرچه مطالبي کلي در تعداد اندکي از کتابهاي نوشته شده در روزگار ساسانيان درباره جشن نوروز وجود دارد.
با استناد بر نوشتههاي بابليها، شاهان هخامنشي در طول جشن نوروز در ايوان کاخ خود نشسته و نمايندگاني را از استانهاي گوناکون که پيشکشهايي نفيس همراه خود براي شاهان آورده بودند ميپذيرفتند. گفته شده که داريوش کبير، يکي از شاهان هخامنشي در آغاز هر سال از پرستشگاه بأل مردوک، که از خدايان بزرگ بابليان بود ديدن ميکرد.
همچنين پارتيان و ساسانيان همه ساله نوروز را را با برپايي مراسم و تشريفات خاصي جشن ميگرفتند. صبح نوروز شاه جامه ويژه خود را پوشيده و به تنهايي وارد کاخ ميشد. سپس کسي که به خوش قدمي شناخته شده بود وارد ميشد. و سپس والامقامترين موبد در حالي که همراه خود فنجان، حلقه و سکههايي همه از جنس زر، شمشير، تير و کمان، قلم، مرکب و گل داشت در حين زمزمه دعا وارد کاخ ميشد. پس از موبد بزرگ ماموران حکومت در صفي منظم وارد کاخ شده و هداياي خود را تقديم شاه ميکردند. شاه پيشکشهاي نفيس را به خزانه فرستاده و باقي هدايا را ميان حاضران پخش ميکرد. چند روز مانده به نوروز، دوازده ستون با آجرهاي گلي در محوطه کاخ برپا شده، و دوازده نوع دانه گياه مختلف بر بالاي هريک از آنها کاشته ميشد. در روز ششم نوروز، گياهان تازه روييده شده بر بالاي ستونها را برداشته و آنها را کف کاخ ميپاشيدند و تا اواسط فروردين که به آن روز مهر ميگفتند، آنها را برنمي داشتند.
نوروز در آيات و روايات:
در كتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسي رحمهالله درباره عيدنوروز روايات متعددي وجود دارد، در آن از امام صادق (ع) نقل شده است كه به معلي بن خنيس فرمودند:اي معلي! همانا نوروز روزي است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت كه او را پرستش كنند، به او شرك نورزند و به پيامبران و امامان (ع) ايمان بياورند، نوروز اولين روزي است كه خورشيد در آن طلوع كرد و بادهاي ناگهاني وزيدن گرفت و ستاره زمين در چنين روزي ايجاد شد، روزي است كه علي (ع) در نهروان پيروز شد و گلهاي زمين در آن روز خلق شد، در چنين روزي كشتي حضرت نوح (ع) بر كوه جودي نشست، همان روزي كه جبرئيل بر پيامبر(ص) نازل شد، همان روزي كه ابراهيم (ع) بتها را شكست، روزي كه پيامبر (ص) علي(ع) را بر دوش خود حمل كرد تا بتهاي قريش را سرنگون كند و در چنين روزي است كه حضرت مهدي (عج ) ظهور خواهد كرد
آيينهاي نوروزي:
خانهتکاني
خانهتکاني از ديگر آئينهاي نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز (سال نو)خانه تکاني شروع ميشود. در اين آئين، همه وسايل خانه گردگيري و شستشو ميشود و پاک و پاکيزه ميگردد.
چنان زواياي خانه را ميروبند که اگر تا يک سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاکيزه سازي آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد.
وسواس براي اين پاکيزه سازي تا به حدي است که در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يکبار نقاشي ميشود.
پس از خانه تکاني، نوبت سبزه کاشتن ميشود. مادران حدود يک هفته مانده به نوروز، مقداري گندم و عدس و ماش و شاهي در ظرفهايي زيبا ميريزند و خيس ميدهند تا آهسته آهسته برويد و براي سفره نوروزي آماده گردد.
کارت شادباش
کاري که پس از شکل گيري روشهاي جديد ارتباطي مانند نامهنگاري، يا شکل جديدتر آن نامههاي الکترونيکي رواج يافته، ارسال کارت شادباش است؛ يک هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارتهاي شادباش فرا ميرسد، فرستادن کارت شادباش براي همه دوستان و آشنايان، و اقوامي که در ديگر کشورها يا شهرها زندگي ميکنند، البته کاري پسنديده است، امروزه و بعد از رواج تلفن بيشتر به يک تلفن براي گفتن تبريک سال نو پس از تحويل سال بسنده ميکنند.
ديد و بازديد
ديد و بازديد رفتن تا پايان فروردين ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائي و... ميروند.
روزهاي بعد نوبت اقوام دورتر فرا ميرسد و سر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر ميزنند و ديدارها تازه ميکنند. حتي اگر کساني در طول سال به علت کدورتهايي که پيش آمده از احوال پرسي يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمي براي رفع کدورت ميشمارند و راه آشتي و دوستي در پيش ميگيرند.
مسافرت نوروزي
از آنجا که مدارس در ايام نوروز تعطيل است، فرصت خوبي براي سفر کردن به دست ميآيد. پس گروه کثيري از مردم به شهرهاي ديگر و نقاط خوش آب و هوا ي کشور که در ايام نوروز از آب و هواي معتدل برخوردار است، سفر ميکنند. اما اين سفرها نيز خالي از ديد و بازديد نيست. مردم به ديدار يکديگر ميروند و ديگران را به شام و ناهار دعوت ميکنند. سفرهاي زيارتي نيز که از ديرباز مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معني که عده زيادي شب عيد به قم يا مشهد ميروند و پس از يکي دو روز به خانه و کاشانه خود باز ميگردند.
ديگر آيين ها:
آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.
تا چند دهه پيش در برخي نواحي ايران، نوروزي خواني مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يک ماه پيش از فرارسيدن نوروز، کساني در روستاها راه ميافتادند و اشعاري در باره نوروز ميخواندند. اشعاري که بنا بر تعلقات مذهبي شيعيان با مضامين مذهبي آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، ...
اين پيکهاي نوروزي در مقابل نوروزي خواني از مردم پول يا کالا ميگرفتند و سورسات نوروزي خود را جور ميکردند.
تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن «مير نوروزي» نيز يکي از آئينهاي رايج بوده است. داستان مير نوروزي اين است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروايي شهر را به فردي از پائينترين قشرهاي اجتماعي ميسپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب ميکرد و فرمانهاي شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان ميداد.
آنها نيز در اين پنج روز حکم او را کم و بيش مطاع ميدانستند و تنها در موارد پولي به چانه زدن ميپرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزي مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ کس از او بازخواست نميکرد که چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان کرده است.
حافظ در اين بيت به عمر کوتاه آدمي، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت مير نوروزي اشاره دارد:
سخن در پرده ميگويم چو گل از غنچه بيرون آي که بيش از پنج روزي نيست حکم مير نوروزي
سفره هفت سين:
-سينهاي باستاني:
(متداولتر) سبزه - نماد نوزايي (تولد دوباره)
سيب - نماد زيبايي و تندرستي
سمنو - نماد فراواني(برکت)
سير - نماد پزشکي(درمان يا طب)
سنجد - نماد عشق
سکه - نماد دارايي
سرکه- نماد شکيبايي و عمر
سماغ - نماد(رنگِ) طلوع خورشيد
سنبل
ديگر سينها:وسن • سبزي • سنگک • سپند • سياهدانه • سيزي • ساعت
ديگر اقلام کتاب آسماني (قرآن،(...
آيينه
ماهي قرمز
يک جفت نوروزي (شمعدان اصيل